مرتضى راوندى

405

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

صدر الشعرا را شاد كرده ، جواب كاغذش را با بيست تومان صله به حواله عليقلى خان فرستاده و اداى تكميل حق لياقت و استعداد او را به جنابعالى رجوع مىنمايم ، كه قدردان و مربّى و مشوق او و امثال او هستيد . . . » « ايرج در هنگام مرگ پدر قدم به نوزدهمين سال عمر گذاشته بود ، كه از طرف وليعهد مظفر الدّين ميرزا سرودن و خواندن قصايد سلام و اعياد به او واگذار گرديد . ميرزا على خان امين الدّوله سينكى در پيشكارى آذربايجان ايرج را منشى مخصوص خود قرار داد ، كارهاى ديوانى او سالها دوام يافت . در زمان وليعهدى مظفر الدّين ميرزا ، قصيده‌اى در مدح ميرزا على اصغر خان اتابك سرود و مقرر شد كه ماهى ده تومان از درآمد دولت به او بدهند . چندى به خدمت گمرك كه زير نظر مستشاران بلژيكى اداره مىشد مشغول بود ، ولى در اين مأموريّتها ديرى نپائيد ، و به علّت اختلاف نظرى كه با مأمورين بلژيك پيدا كرد ، از خدمت گمرك كناره گرفت و به تهران آمد . ورود ايرج به تهران مقارن با سالهاى پرشور انقلاب مشروطهء ايران بود . » « 1 » ايرج در سال 1324 كه صنيع الدّوله ، كارگردان مهم مجلس اوّل و وزير ماليه ايران بود و در سال 1326 كه مهديقلى خان مخبر السّلطنه فرمانفرماى آذربايجان بود ، چندى به مشاغل ديوانى مشغول بود ؛ در دورهء سردار ظفر بختيارى و سردار جنگ به معاونت حكومت اصفهان منصوب شد ، ولى چون اهل رشوه‌گيرى و داد و ستد نبود با مخدومان خود نساخت و پس از مدتى كوتاه به تهران آمد ، مدت اقامت و مأموريت ايرج در خراسان از سال ( 1337 تا 1342 ه . ق ) طول كشيده بارورترين دوران فعاليّت ادبى اوست . ايرج در تهران با استقبال آزاديخواهان و بانوان ترقيخواه مواجه شد و به مناسبت اشعارى كه در پيرامون آزادى زنان سروده بود ، بانوان با هدايايى چند به استقبال او شتافتند . « چايكين » خاورشناس روس كه ناظر اين تشريفات بود مىنويسد : « اين مراسم در شرايط آن روز بسيار معنىدار بود . رياست نمايندگان مدارس دخترانه با خانم درة المعالى و خانم نديم الملوك بود ، ايرج در مقام قدردانى قطعه‌اى سرود « 2 » و آنان را « پاره‌كنندگان پردهء جهل از رخ بنات » ناميد . احتياج مادى ، شاعر بزرگ ايران را بر آن داشت كه باز در صدد تهيهء شغل برآيد . او نزديك به دو سال به حال انتظار خدمت در تهران گذراند و در اين دو سال همهء اوقات خود

--> ( 1 ) . همان كتاب ، ص 285 و 286 . ( 2 ) . به مطلع : آمد مرا دو هديه چو دو قرص مهر و ماه * با نامه‌اى دو چون طبق گوهر ثمين